فرهنگ و ادبگزارش تصویری

گفت‌وگوی اختصاصی یاسر موحدفرد با روزنامه جام جم: شاهنامه، سپر هویت ملی

خبرنگار: آزاده صالحی

عکاس: یداله عبدی

تیتر نخست فرهنگی روزنامه جام جم

۱۴ دی ماه ۱۴۰۴

بنیاد فردوسی یکی از سازمان‌های مردم‌نهادی است که با بیش از دو دهه فعالیت مستمر در عرصه فرهنگ به‌ویژه پاسداشت جایگاه شاهنامه و مقام فردوسی، قدم‌های بسیاری برداشته. یاسر موحدفرد از ابتدای شکل‌‌گیری این بنیاد تا امروز یکی از متولیان اصلی آن بوده و در حال حاضر دبیرکل بنیاد فردوسی به‌شمار می‌رود. بنیاد فردوسی در این سال‌ها همچنین به ثبت برخی مواریث ملموس و ناملموس پرداخته است. به این بهانه با یاسر موحد‌فرد به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

 

آزاده صالحی – گروه فرهنگ و هنر روزنامه جام جم

شاید بد نباشد ابتدا به این مساله بپردازیم که بنیاد فردوسی طی دو دهه فعالیت مستمر خود، چه تحولاتی را پشت‌سر گذاشته است.

بنای ما از روز اول تا امروز، هدف‌گذاری سال به سال در بنیاد بوده، هر چند در ابتدای مسیر، طبعا دشواری‌هایی را هم پیش‌رو داشتیم. به‌عنوان مثال خاطرم هست در بدو تأسیس بنیاد حتی برای دریافت مجوز هم با مشکل‌های فراوانی روبه‌رو بودیم. با این‌ حال، نخستین برنامه‌ای که برگزار کردیم، بزرگداشت فردوسی در دانشگاه خواجه‌نصیر بود. با وجود آن‌که برخی معتقدند در حال‌ حاضر، فرهنگ به‌دلیل تنگناهای معیشتی از سبد خانوار مردم حذف شده اما بر این باورم که در دهه ۸۰ زمانی که بنیاد هنوز رسمیت نیافته بود، سوق‌دادن مردم به‌سمت فرهنگ به‌مراتب دشوارتر بود به‌طوری که اغلب مخاطبان فکر می‌کردند حضور در برنامه‌های فرهنگی باید رایگان باشد و جا‌انداختن این مساله که فرهنگ هم برای پیشبرد اهداف خود نیازمند تامین منابع مالی است، زمانبر بود. با وجود تمام این مصائب، بنیاد رفته‌رفته جایگاه خود را در جامعه پیدا کرد؛ به طوری که در نخستین برنامه‌هایی که با محور فردوسی برگزار کردیم، گروهی از بزرگان و چهره‌های مطرح مانند استاد شهرام ناظری، داوطلبانه در این برنامه‌ها حضور یافتند. در حالی که ما اصلا برنامه را در ‌شأن این بزرگان نمی‌دیدیم تا مستقیما آن‌ها را دعوت کنیم. بنابراین حس اعتماد هنرمندان و اهالی فرهنگ و هم‌چنین نهادهای دولتی و مردمی نسبت به بنیاد موجب شد در مسیری که پیش گرفته‌ایم راسخ‌تر و مطمئن‌تر پیش برویم. همان‌طور که می‌دانید بنیاد فردوسی در روز بیست‌ و‌ هفتم اسفندماه سال ۱۳۸۴ رسما راه‌اندازی شد. از آن زمان تا امروز در کنار فعالیت‌هایی مانند نگارش کتاب و تدوین مقالات و برگزاری رویدادهای گوناگون در زمینه ثبت‌های جهانی یونسکو هم مشارکت تأثیرگذاری داشته و نگذاشته‌ایم برخی از مواریث ملموس و ناملموس ایران به دست کشورهای دیگر ثبت شود.

 

در این راستا مهم‌ترین اقدام بنیاد در این سال‌ها را می‌توان ثبت پایان هزاره سرایش شاهنامه در یونسکو دانست. درست است؟

همین‌طور است. ما سرایش هزاره شاهنامه را در سال ۱۳۸۸ در یونسکو به ثبت رساندیم و در پایان امسال هم، شانزدهمین دوره جشن جهانی هزاره شاهنامه فردوسی را برگزار خواهیم کرد. یکی دیگر از مواردی که موفق شدیم در سال‌های پیشین آن را در یونسکو ثبت کنیم، آیین‌های پهلوانی و زورخانه‌ای و آیین چوگان بوده است. می‌توان گفت ثبت آیین چوگان از سوی ایران در یونسکو فرصت مغتنمی بود‌. چون در آن برهه، کشور آذربایجان به‌واسطه برگزاری کنفرانس یونسکو، بازی چوگان بااسب‌های قره‌باغی رابه نام خود ثبت کرده بود. شوربختانه گاه در فضای مجازی، برخی افراد مصادره فرهنگی را دستمایه شوخی و طنز قرار می‌دهند و به این نکته اشاره می‌کنند که اگر نان لواش را کشور ارمنستان به نام خود ثبت کرده خدا را شکر، هنوز نان سنگک و بربری به نام کشورهای دیگر ثبت نشده است؛ در حالی که از دید من، مصادره فرهنگی فراتر از این است که بتوان با آن شوخی کرد. حالا بماند که به‌واسطه سهل‌انگاری‌هایی که دراین سال‌ها انجام شده، برخی از مفاخر و گنجینه‌های با پیشینه بالا که متعلق به ایران بوده‌اند به نام و به  کام دیگر کشورها در یونسکو ثبت شده‌اند.

 

اساسا معیار ثبت میراث ملموس و ناملموس در یونسکو به چه ترتیب است؟

ثبت جهانی دارای یک کنوانسیون است و آیین‌نامه مشخصی دارد. مفاد این آیین‌نامه این است که آن دسته از شخصیت‌های فرهنگی و علمی که سال‌روز و سال‌مرگ‌شان غریب به ۵۰ سال قدمت دارد بر پایه پروتکل‌ها قابلیت ثبت در یونسکو را دارند. از این‌ها گذشته، یونسکو سازمان علمی‌، فرهنگی و تربیتی ملل متحد است در حالی که برخی به اشتباه فکر می‌کنند، یونسکو سازمان دولت‌ها است اما باید گفت این سازمان جهانی با پیشنهاد سازمان‌های مردم‌نهاد فعالیت می‌کند.

 

چطور می‌توان از بروز ثبت‌های نادرست و جعلی به نفع کشورهای دیگر جلوگیری کرد؟

بهترین راه در این زمینه این است که ایران در یونسکو، یک مشاور مردم‌نهاد داشته باشد. اگر می‌بینیم در اغلب موارد، ثبت‌های جهانی به‌وسیله کشورهای دیگر، زمانی صورت می‌گیرند که کار از کار گذشته به این خاطر است که ما هیچ‌گاه در این سال‌ها نماینده مردمی در یونسکو نداشته‌ایم تا از حقوق ایران در این زمینه دفاع کند. بنیاد فردوسی می‌تواند با توجه به پیشینه‌ای‌ که دارد نماینده مردم‌نهاد ایرانی در یونسکو معرفی شود. فراموش نکنیم در این سال‌ها، درگیری‌های سیاسی ایران با کشورهای دیگر بیشتر مورد توجه قرار گرفته و فرهنگ اولویت آخر بوده است. با وجود این فرازونشیب‌ها با یاری بنیاد فردوسی از سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ ایران تنها کشوری شناخته شده که اجازه دارد چهار ثبت در دو سالانه ثبت رویدادها در یونسکو داشته باشد. در همان زمان ما توانستیم دو دستاورد ملی را در یونسکو به ثبت برسانیم: یکی سرایش هزاره شاهنامه و دیگری زندگی فعال خواجه نصیر. در همان سال سراغ ثبت آیین پهلوانی و زورخانه‌ای در یونسکو رفتیم. شاید شگفت‌انگیز باشد اگر بگویم در آن سال، رژیم اشغالگر قدس قصد داشت آیین پهلوانی را به نام خود ثبت کند ولی ما با پشتیبانی فدراسیون پهلوانی ایران، جلوی این  اقدام را گرفتیم و خوشبختانه پس از مدتی، این کشور غاصب از یونسکو اخراج شد. بسیاری از کشورهای دیگر هم در این سال‌ها با هدف‌گذاری‌های مشخص، قصد مصادره فرهنگ و تاریخ پرافتخار ایران به نام خود را داشته‌اند. مورد بعدی هنر «نقالی» بود که سال‌ها در معرض خطر فراموشی قرار داشت. با وجود آن‌که بارها به مسئولان فرهنگی هشدار داده بودیم که پیشکسوتان این حوزه مانند مرشد ولی‌اله ترابی دیگر تکرار نخواهند شد و نقالی در یک‌قدمی نابودی قرار دارد اما عملا توجهی نسبت به این مسأله صورت نمی‌گرفت. در نهایت، بنیاد فردوسی موفق شد در یک اقدام بهنگام، هنر نقالی را در یونسکو ثبت کند و افزون بر آن همزمان با این اقدام، همایش بزرگی را در تالار کنفرانس یونسکو در پاریس و مرکز کنسرت هاوس برلین و برج میلاد تهران برگزار کرده و نمادهای شاهنامه را به نمایش گذاشتیم که با اقبال خوبی از سوی پژوهشگران و مدیران فرهنگی وقت روبه‌رو شد. برپایی جشنواره ملی «حکمت فردوسی» از دیگر فعالیت‌های بنیاد در این سال‌ها بوده و امسال پنجمین دوره آن را برگزار کردیم. این جشنواره همان‌طور که از عنوان‌اش پیدا است با محور بزرگداشت مقام فردوسی و شاهنامه در شاخه‌های گوناگونی هم‌چون کتاب، پژوهش، سینما، تجسمی، موسیقی و تئاتر برگزار می‌شود. نکته دیگر این که در سال‌های پیشین چهار آتلیه هنری در شهرک جهانی هنرمندان پاریس (سیته) برای هنرمندان ایرانی راه‌اندازی شد ولی به‌واسطه سیاه‌نمایی‌هایی که در سال‌های اخیر صورت گرفته به‌زودی ممکن است این چهار آتلیه از ایران پس گرفته شوند اما در تلاش هستیم با راه‌اندازی نمایندگی بنیاد فردوسی در اتحادیه اروپا و فرانسه مقابل این اقدام بایستیم.

 

در این سال‌ها شاهنامه فردوسی، توسط بزرگانی همچون فریدون جنیدی، میرجلال‌الدین کزازی، عزیزاله جوینی و جلال خالقی مطلق از امنای بنیاد فردوسی تصحیح و بازنشر شده است؛ از نگاه بنیاد فردوسی، جامع‌ترین تصحیح متعلق به کدام پژوهشگر است؟

هر کدام از این تصحیح‌ها دارای مزیت‌ها و در عین‌ حال ایراداتی هستند. برای نمونه در تصحیح شاهنامه فردوسی به کوشش استاد میرجلال‌الدین کزازی «جشن سده» حذف شده و با وجود آن‌که نشر «سمت» این اثر را نشر داده ولی عملا درباره چرایی این مساله پاسخگو نبوده است. هم‌اکنون ۷۳۰ نسخه از شاهنامه فردوسی در گنجینه‌ موزه‌های کشورهای گوناگون وجود دارد و هر مصحح، باید تصحیح نوین خود را با این نسخه‌ها مطابقت دهد در حالی که گاه می‌بینیم پژوهشگری که در این زمینه فعالیت داشته، تنها به چند نسخه اکتفا کرده است.

استاد جلال خالقی‌مطلق هم از ۱۵ نسخه معتبر بهره گرفته است. از سوی دیگر در برخی تصحیح‌ها با جابه‌جایی بیت‌ها مواجه می‌شویم و این‌طور به نظر می‌رسد که پژوهشگران به‌گونه سلیقه‌ای به تصحیح شاهنامه پرداخته‌اند. بر این باورم باید با نگاه علمی به تصحیح شاهنامه پرداخته شود که این امر نیاز به بودجه شایسته‌ای دارد تا بتوان یک تصحیح کامل با بهره‌گیری از همه نسخه‌های شاهنامه فردوسی در سراسر جهان آماده‌سازی کرد.

 

بنیاد فردوسی چقدر می‌تواند با داشتن نگاهی که اشاره کردید، مجرای مناسبی برای عرضه بهترین تصحیح‌ها در این زمینه باشد؟

خود ما هم دنبال این هستیم تا تصحیح‌هایی که صورت می‌گیرند، به‌سمت کاربردی‌شدن بروند. در این میان خودمان هم بیکار ننشسته و فعالیت‌هایی را انجام داده‌ایم. خود من در سال‌های اخیر تصحیح دیباچه و دوره پیشدادی شاهنامه فردوسی را به‌ عهده گرفته و در این ارتباط به واکاوی متن‌های تاریخی پرداخته‌ام. یکی دیگر از کارهایی که در بنیاد صورت گرفته، ساده‌سازی متن‌های کهن باستانی و کتاب‌های تاریخی از جمله اوستا تا تاریخ طبری و بلعمی و دیگر متن‌ها بوده است‌. چون این کتاب‌ها دارای نثری دشوار و پیچیده‌اند و شاید خوانش آنها برای هر کسی آسان نباشد‌. در نتیجه تلاش کرده‌ایم آنها را به فارسی ساده و روان نزدیک کنیم. از آنجا که کتاب‌سوزی از دوره ایران باستان وجود داشته، برخی از کتاب‌ها مانند جاویدان خرد هوشنگ پیشدادی و همین‌طور جزئیاتی از شاهنامه فردوسی حذف شده بوده که تلاش کرده‌ایم درباره این مباحث هم کتاب‌های پژوهشی نشر دهیم.

 

درباره برنامه‌های آینده بنیاد فردوسی هم توضیح می‌دهید.

چشم‌انداز ما از زمان بنیانگذاری بنیاد فردوسی تا امروز این بوده که بتوانیم به راه‌اندازی «مرکز ملی فردوسی» بپردازیم تا همه فعالیت‌های مربوط به شاهنامه در این مرکز متمرکز شود و همچنین از کارهای پژوهشگران، سینماگران و دیگر هنرمندان حمایتی منسجم صورت بگیرد. هم‌اکنون توانسته‌ایم این طرح ملی را از سوی بنیاد فردوسی در شورای هم‌افزایی وزارتخانه‌های فرهنگی کشور مصوب کنیم و منتظر تصویب آن در هیات وزیران دولت هستیم‌. بسیاری از جشنواره‌های فرهنگی – هنری ما خالی از مبحث شاهنامه و جایگاه فردوسی برگزار می‌شوند. حتی در نمایشگاه کتاب هم چندان که باید به این مقوله پرداخته نمی‌شود. از این رو، راه‌اندازی مرکز ملی فردوسی، می‌تواند در جبران این خلاء جدی نقش داشته باشد و شکل‌گیری این مرکز می‌تواند نه‌تنها به پررنگ ‌کردن ابعاد شاهنامه فردوسی منجر شود بلکه روی برخی رفتارهای اجتماعی نسبت به این اثر ماندگار نظارت داشته باشد. نمونه‌اش، محکوم‌شدن فردی است که طی ماه‌های اخیر با اظهاراتی در قالب طنز دم‌دستی و بی‌ادبانه نسبت به شاهنامه با واکنش گسترده‌ای از سوی کاربران فضای اجتماعی و قشرهای گوناگون جامعه روبه‌رو شد. به‌ هر روی راه‌اندازی این مرکز در دستور کار بنیاد فردوسی قرار دارد و امیدوارم بتوانیم در بازه زمانی مناسب آن را عملی کنیم. جا دارد به این نکته اشاره کنم که به‌ تازگی برنامه‌ای با نام «فردوسی‌نامه» را در رادیو راه‌اندازی کرده‌ایم تا مردم بیش‌ از‌ پیش با این اثر جاودانه آشنا شوند. این برنامه روزهای پنج‌شنبه از ساعت ۲۱ تا ۲۲ از رادیو نمایش پخش می‌شود. افزون بر این به‌ زودی بر پایه کتاب «شاهنامک» که برای کودکان و نوجوانان نوشته‌ام، مجموعه دیگری هم در قالب برنامه نمایش رادیویی از رادیو نمایش پخش خواهد شد.

 

بنیاد فردوسی در این سال‌ها از ردیف بودجه مشخصی برخوردار شده است؟

شوربختانه بنیاد فردوسی پس از گذشت سال‌ها هم‌چنان بابت نبود بودجه در مضیقه است البته در این سال‌ها تلاش کرده‌ایم با مشارکت انجمن‌ها و نهادهای فرهنگی تا حدودی به مشکل‌های مالی‌مان فائق شویم. مهم‌ترین مساله برای بنیاد فردوسی نداشتن فضای مناسب برای برگزاری دوره‌های آموزشی و رویدادهای ماهانه و سالانه است. از این رو، بخش بزرگی از وقت‌مان صرف رایزنی با مراکز فرهنگی می‌شود تا مکان شایسته‌ای را در اختیار بنیاد قرار دهند. با وجود این مشکل‌ها، بنیاد فردوسی هم‌چنان پویا و کوشا به تلاش و فعالیت ادامه می‌دهد‌. نمونه آن برگزاری جشنواره ملی حکمت فردوسی و برپایی دوره‌های دانشگاهی هنرهای شاهنامه‌ای بوده است. این جشنواره در حالی برگزار شد که در طول جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، همه موزه‌های کشور تعطیل شده بودند اما این جشنواره نخستین برنامه پس از جنگ بود که در موزه رضا عباسی برگزار شد البته ناگفته نماند که در این سال‌ها خانه کتاب و ادبیات با در اختیار قرار دادن سرای اهل قلم به بنیاد کمک‌هایی داشته تا نشست‌های خود را در این مکان برگزار کند یا انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و وزارتخانه‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی و میراث فرهنگی در این سال‌ها حمایت‌هایی را نسبت به بنیاد فردوسی انجام‌‌ داده‌اند ولی نداشتن ردیف بودجه و مکان اختصاصی یکی از مهم‌ترین مشکل‌های کنونی بنیاد فردوسی است که امیدواریم نهادهای فرهنگی به این امر خطیر رسیدگی کنند.

نمایش بیشتر

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
سوالی برایتان پیش آماده؟ از ما بپرسید...
×
گفتگو را شروع کنید
سلام! برای چت در واتساپ بر روی هر کدام از اکانت های پشتیبانان ما که میخواهید کلیک کنید.
Whatsapp chat Whatsapp chat
شروع مکالمه
بستن