نقد فیلمهای سینمایی روز سوم جشنواره ملی فیلم فجر

یادداشت سینمایی: یاسر موحدفرد
به گزارش اختصاصی پایگاه خبری شاهنامهنیوز؛
در سومین روز از نمایش فیلمهای جشنواره ملی فجر به میزبانی برج میلاد، نظارهگر فیلمهای اسکورت، پروانه و نیمشب بودیم.
فیلم سینمایی اسکورت
فیلم سینمایی اسکورت به کارگردانی یوسف حاتمیکیا، روایت دختری است که برای کمک به زنان روستای خود اقدام به جابهجایی بار قاچاق با خودرو میکند در این میان با پسری از پاسگاه محلی در جاده رقابت میکند که منجر به چپ کردن و سوختن مینیبوس مدرسه دبستان دخترانه میشود؛ پسر با آنکه میتواند برخی از کودکان دختر را با سوختگی صورت نجات دهد اما برخی دیگر از دانشآموزان جانشان را از دست میدهند.
فیلمبرداری جذاب جادهای به همراه جلوههای ویژه و موسیقیفیلم تلفیقی مدرن و محلی به تعلیق داستان کمک کرده بود
داستانهای پیشبرنده اندک و بدون زیادهگویی با بازی مستندگونه و اثرگذار امیر جدیدی و هدی زینالعابدین و بازی شایسته بازیگران مکمل و حتی بازیگردانی خوب هنروران توانسته بود بر ارزش فیلم بیافزاید.
نمایش جاذبههای طبیعی ایران از دیگر مزیتهای این فیلم بود که اگر در تدوین بر روی اصلاح رنگ آن تلاش شود قطعا بر کیفیت تصویرهای زیبای طبیعی میافزاید.
از دیگر سو به جای شخصیتپردازی تصویری و نشان دادن برخی بخشهای اثرگذار داستان در برخی موارد به روایت گفتاری شخصیتها از پیشینه افراد و رویدادهای گوناگون پیشینی بسنده شده بود که اگر در نگارش فیلمنامه به آن به گونه تصویری پرداخته میشد، بهتر بود.
فیلم سینمایی پروانه
فیلم سینمایی پروانه به کارگردانی محمد برزوییپور به روایت سه مرد و یک زن که از دوران دانشجویی به دنبال ساخت بهشت ذهنی خود هستند، پرداخته است.
این فیلم که هر بار با روایتی جدید از ذهن بازیگر اصلی مرد آن با بازی مهدی پاکدل ارائه میشد؛ اگرچه تلاش داشت موضوع روانکاوانهای از شخصیت مرد داستان را به تصویر بکشد که احساس رقابت، خیانت و حقارت نسبت به همسر و دو دوست مرد خود دارد اما با تکرار در متن فیلمنامه و گاهی با فیلمبرداری دورانی به جای آنکه به تصویرسازی ذهنی شخصیت اصلی داستان یاری دهد، باعث رنجش تماشاگر میشد.
از دیگر سو، ندامتگاه ذهنی شخصیت اصلی به گونه دخمهای نمور و کثیف هم بیش از پیش ملالآور بود.
فیلم سینمایی نیمشب
فیلم سینمایی نیمشب به کارگردانی محمدحسین مهدویان که جایگزین فیلم سینمایی سقف ساخته ابراهیم امینی در اکران روز سوم جشنواره ملی فیلم فجر شده بود.
تلاش داشت، روایتی از سقوط بمبی عملنکرده در کنار بیمارستان و منطقهای مسکونی نماید.
با آنکه کارگردان این فیلم در فیلمهای سینمایی پیشین تجربه بازسازی رویدادهای مستندگونه را داشته اما به نظر میرسد با ساخت ضعیفترین فیلم خود نتوانسته بود از بازیگران و هنروران به درستی بازی بگیرد.
متن فیلمنامه و گفتوگوها هم ضعیف بود حتی داستانهای پیشبرنده فرعی هم که همگی از زبان بازیگران به گونه شفاهی روایت میشد هیچ تصویر ذهنی مشخصی ارائه نمیکرد.
این فیلم از تدوین، موسیقیفیلم، فیلمبرداری و چهرهپردازی ویژهای هم برخوردار نبود و صحنههای کشدار و طولانی آن هم به خستهکننده شدن فیلم افزوده بود.







