نقد فیلمهای سینمایی روز چهارم جشنواره ملی فیلم فجر

یادداشت سینمایی: یاسر موحدفرد
به گزارش اختصاصی پایگاه خبری شاهنامهنیوز؛
در چهارمین روز از نمایش فیلمهای جشنواره ملی فجر به میزبانی برج میلاد، نظارهگر فیلمهای کوچ، گیس و سرزمین فرشتهها بودیم.
فیلم سینمایی کوچ
فیلم سینمایی کوچ به کارگردانی محمد اسفندیاری، روایت پسر بچه روستایی با نام قاسم است که برای کمک به خانواده روستایی خود اقدام به کار در شهر کرمان میکند؛
روایتی مستندگونه با بازیهای صمیمی و باورپذیر در کنار داستانی روان از ویژگیهای این فیلم بود.
اگرچه تلاش شده بود به زندگی چند دوست دیگر پسر بچه پرداخته شود اما بسیاری از آنها در سطح مانده بودند و شخصیتپردازی نمیشدند؛ درونمایه نقد اجتماعی با اندکی موقعیتهای طنز تلاش داشت، تلخی مشکلهای طبقه فرودست را در نظر تماشاگر کم کند.
طولانی بودن فیلم میتواند در تدوین دیگری کم شود تا به کشش داستانی بیافزاید و موسیقی فیلم که در کودکی شخصیت اصلی اثرگذار بود در دیگر دورهها آنچنان اثربخش نبود و به تعلیق داستانی کمکی نمیکرد.
فیلمبرداری با قاببندیهای درست در موقعیتهای گوناگون از دیگر مزیتهای این فیلم بود.
چهرهپردازی دقیق و انتخاب پوشاک برای بازیگران هم توانسته بود به روایت مستندگونه داستانی کمک کند اما در پایان گفتوگوی کوتاه با افراد واقعی از روند داستانی کاسته و آن را به یک فیلم مستند که میخواهد اثبات کند آنچه گفته واقعیت داشته فروکاست که به نظر اگر در تدوین این فیلم مستند داستانی این بخشهای پایانی حذف شود، فیلم را پذیرفتنیتر میکند.
فیلم سینمایی گیس
فیلم سینمایی گیس به کارگردانی محسن جسور به روایت خانوادهای میپردازد که در پالایشگاهی در جنوب ایران به کار مشغول هستند.
دغدغههای کارگری با بیان مشکلهای اقتصادی و حتی دغدغههای آسیبهای اجتماعی، پیامهای اخلاقی، باور ملی به توانمندی متخصصان ایرانی و همدلی برای دستیابی به فناوریهای نوین از جمله ویژگیهای این فیلم بود.
بازیهای اثرگذار بازیگران اصلی حامد بهداد و بهنوش طباطبایی و بازی بهجای دیگر بازیگران و حتی هنروران هم از مزیتهای این فیلم بود. موقعیتهای پلیسی و کشف دسیسهها به خوبی به پیشبرد داستان کمک کرده بود.
تصوبرداری و موسیقیفیلم هم قابل قبول بود اما صدابرداری و صداگذاری در پخش ایراد داشت به گونهای که در شلوغیها، گفتار متن بازیگران گاه شنیده نمیشد و در سراسر فیلم این صداگذاری نیاز به اصلاح جدی دارد.
فیلم سینمایی سرزمین فرشتهها
فیلم سینمایی سرزمین فرشتهها به کارگردانی بابک خواجهپاشا فیلمی در منطقههای جنگی فلسطین را با حضور آموزگار زن مدرسه کودکان برای پشتیبانی از بچههای بیسرپرست به نمایش درآورده است.
بازی شایسته کودکان با متنهای روان، چهرهپردازی، تصویربرداری و جلوههای ویژههای باورپذیر از ویژگیهای این فیلم است.
تکرار در موقعیتهای داستانی در ارتباط با کودکان و نداشتن نقطه عطف داستانی باعث شده تا این فیلم از مستند داستانی به مستند جنگی تبدیل شود و این امر باعث خواهد شد تا تماشاگران سینمایی را خسته نماید؛ بدین روی به نظر میرسد این فیلم میتواند در جایگاه فیلمهای مستند در جشنوارهها به رقابت بپردازد و مخاطبان بیشتری را در بخش فیلمهای مستند به دست بیاورد.
این فیلم که به زبان عربی با زیرنویس فارسی اکران شده است در بخش برگردان در زیرنویس دچار ایرادهای فراوانی است که با توجه به تماشاگران جشنواره ملی فیلم فجر که به زبان فارسی شرکت دارند، میبایست مورد بازبینی قرار گیرد.
از دیگر سو بل توجه به موضوع فیلم در خارج از کشور، میتوانست این فیلم در جشنواره بینالمللی فیلم فجر به نمایش گذاشته شود.
این فیلم دارای موسیقیفیلم، داستانهای پیشبرنده اصلی و فرعی با کشش داستانی نبود و با تکرار موقعیتهای گم شدن افراد و پیدا شدن آنان، تعلیق داستانی هم نداشت که شاید با تدوین مناسبتری بتوان ضربانگ فیلم را جذابتر کرد.






