طنین خاطره به میزبانی اریکه ایرانیان در چهل و یکم موسیقی فجر

خبرنگار: امیر قاسمی
عکاس: یاسر موحدفرد
به گزارش اختصاصی پایگاه خبری شاهنامهنیوز؛
طنین خاطره به میزبانی اریکه ایرانیان در چهل و یکم موسیقی فجر با اجراهای موسیقی پاپ با خوانندگی سعید خوانساری و هوتن جوادی در شامگاه ۲۲ بهمن و خوانندگی امین و امید سلمانوندی در ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ برپا شد.
خنیای خاطره در عصرِ نسیان؛ واکاوی شب سعید خوانساری
تالار اریکه ایرانیان، میزبانِ صدایی بود که گویی از لایههای غبارگرفته گرامافونهای قدیمی جان گرفته و بر صحنه حلول کرده است. سعید خوانساری، نه به عنوان یک خواننده صِرف که در قامت یک “راوی دلتنگی” گروه خاطرهها را رهبری کرد. در شبی که همگان در انتظار طنین حماسی مقامهای لری بودند، او با ذکاوتی ستودنی، دریچهای به موسیقی عامهپسند دهههای دور گشود؛ موسیقیای که اگرچه در تعاریفِ آکادمیک شاید “فرعی” قلمداد شود اما در حافظه عاطفی مردم ایران، اصلیترین پیوند میان شور و شعور است.
آنچه این اجرا را از یک بازخوانی ساده متمایز میکرد، همنشینی نخبگانه سازهایی بود که هر کدام، شناسنامه بخشی از تاریخ ما هستند. زخمههای دقیق بر “قانون” و “عود” در کنارِ آرشههای مقتدرِ “ویلون” چنان با ضربآهنگ “تنبک” چفت شده بودند که گویی ارکستری بزرگ در کالبد شش نفر تجسم یافته است. اوجِ این ضیافت شنیداری در لحظههای “آن” و “بداهه” تجلی یافت؛ جایی که نوازندگان با تکنوازیهای موجز اما پرمغز در دستگاههای اصیل، اصالت فنی خود را به رخ کشیدند و ثابت کردند که حتی برای اجرای موسیقی شهری، باید ریشه در خاک ردیف داشت.
پایانی با حس و حال میهنی
در پایان، آنگاه که نغمههای لری با اصرار مشتاقانه شرکتکنندگان، فضا را عطرآگین کرد، مرزِ میان “هنرمند” و “مخاطب” فروریخت اما حسن ختام، نه یک قطعه قومی که یک میثاق ملی بود. اجرای “ای ایران” در آن اتمسفر، فراتر از یک سرود، به مثابه یک همپیمانیِ دوباره در ساحت هنر جلوه کرد تا شبِ خوانساری به فصلی درخشان در کتاب فجر چهل و یکم بدل شود.
اجرای دوم؛ عصیانِ نغمهها در گذر از «خط قرمز» روایت هوتن جوادی
بازگشت به عصرِ عصیان و خاطره اگر اجرای نخست شب، سفری به آرامش گذشته بود، حضور «هوتن جوادی» بر صحنه، تلاشی برای احیای نبض تند جوانی در آغاز دهه ۸۰ خورشیدی بود. جوادی با هوشمندی، آغازِ ضیافت خود را به تیتراژ سریالی گره زد که در زمان خود، نماد شکستن کلیشهها بود؛ «خط قرمز». طنین آن ملودی آشنا، گویی تالار را به تونل زمان بدل کرد تا مخاطبی که امروز در میانه میانسالی است، دوباره با شور جوانی خویش روبرو شود.
جادوی صحنهگردانی و طنین گرم آنچه هوتن جوادی را در این اجرا متمایز ساخت، صرف بازخوانی اثرهای نبود بلکه «کاریزمای صحنه» و تسلط مثالزدنیاش بر اتمسفرِ سالن بود. او با صدایی گرم، رسا و با لرزشهایی آگاهانه (Vibrato) به خوبی توانست فاصله میان سن و مخاطب را بردارد. مدیریت هیجان در سالنی که به شدت شلوغ و پرانرژی بود، کار دشواری است که جوادی با تکیه بر تجربه سالیان از عهده آن برآمد. او نهتنها یک خواننده بلکه رهبر ارکستر احساسهای مردمی بود که برای «خاطرهبازی» گرد هم آمده بودند.
همآمیزیِ الکتریسیته و آرشه ارکستر هفتنفرهی او، ترکیبی منسجم از قدرت و ظرافت بود. حضور گیتار الکتریک و درامز در کنارِ ویولن، تضادِ دلنشینی میان خشونت موسیقی مدرن و تغزل سازهای کلاسیک ایجاد میکرد. رهبریِ ارکستر از پشت کیبورد، نظمِ دقیقی به قطعهها بخشیده بود که حتی در زمان بازخوانی اثرهای نوستالژیک دیگران نیز، امضای خاص گروه را حفظ میکرد.
تکرارِ یک رویا؛ پایانبندی سرخ نقطه عطف و اوج شور شبانه، قطعه پایانی «خط قرمز» بود؛ قطعهای که چنان با اقبال بیپایان حاضران روبهرو شد که گروه را وادار به بازاجرا (Encore) کرد. تکرارِ این قطعه در پایان برنامه، فراتر از یک درخواست ساده، تأییدی بر این مدعا بود که برخی نغمهها، هرگز در غبارِ زمان گم نمیشوند بلکه با هر بار شنیده شدن، لایههای جدیدی از هویت فرهنگی یک نسل را آشکار میکنند.
سخن پایانی
در اجرای سوم با خوانندگی امین و امید سلمانوندی هم بیشتر با موضوع حزین تلاش شد تا خاطرههای گذشته برای مخاطبان یادآور شود.
جشنواره چهل و یکم در آینه این سه اجرا نشان داد که موسیقی، تنها هنر شنیدن نیست بلکه هنرِ به یاد آوردن است. از یک سو اصالت بیتکلف خوانساری و از سوی دیگر، پاپ پرتبوتاب جوادی، دو رویِ یک سکه بودند که ثابت کردند موسیقی در ایران، همچنان قدرتمندترین پناهگاه برای روایت تاریخ شفاهی مردمی است که میان سنت و مدرنیته به دنبال نغمهای برای آرامش میگردند.






