روزهای پایانی جشنواره فیلم فجر

به گزارش تصویری اختصاصی پایگاه خبری شاهنامه
از روزهای پایانی جشنواره فیلم فجر مشخص بود، حضور هنرمندان کم فروغتر شده و آیین پایانی جشنواره فیلم فجر امسال هم از هنرمندان نامی خالی بود حتی برخی هنرمندانی که در جشنواره این دوره فیلمهای شایستهای داشتند نامی از آنها در فهرست نامزدهای جشنواره فیلم فجر نیست و به همین روی در آیین پایانی بسیاری از هنرمندان سینما و اهالی رسانه و نقد هم تلاشی برای حضور نداشتند اگرچه انحصار دعوت از رسانههای خاص که خود را سینمایی معرفی میکنند مشکل اصلی جشنواره فیلم فجر است که هر سال حلقه رسانهای در حوزه سینمایی را تنگتر میکند و آنقدر بر ضد رسانههای نوپا و بدون بودجههای کلان دولتی و خصوصی تبلیغ منفی میکنند تا هیچ وقت اجازه عرضه اندام به این گونه رسانههای مستقل ندهند و خبرنگاران، منتقدان و عکاسان داوطلب این رسانههای بی پشت و پناه را به صرف علاقمندی به هنر سینما کنار بزنند.
انحصار ۹ فیلم سینمایی که نقدهای فراوانی بدانها شده بود با بیاعتنایی به نگاه منتقدان و حتی نگاههای مردمی مخاطبان و اهالی رسانههای مستقل در جشنواره فیلم فجر بیش از ۵ تا ۱۰ نامزد را به خود اختصاص دادند و بزرگان سینمایی و فیلمهای شاخصی که در ژانر وحشت، نقد سیاسی و طنز در این جشنواره انتخاب شدهاند حتی یک نامزد هم نداشتند تا بتوانند از خود دفاع کنند و احیانا برگزیده جشنواره فیلم فجر شوند؛
این بدان معناست که علاقمندی داوران جشنواره فیلم فجر تنها و تنها حوزههای خشنی بوده است که یگانه سرمایهگذار این فیلمها دخانیات است؛ این تبلیغ آنجا بیشتر رخنمایی میکند که حتی در گفتوگوهای بازیگران جایگاه مهمی به سیگار اختصاص یافته است…
شاید جالب باشد بدانید این دیالوگها به سرودی انجامید که در نمای معرف تا نمای پایانی فیلم درخت گردو، دود سیگار از هنگام شیمیایی شدن شخصیت اصلی داستان که بازیگر شناختهای بوده و خوب هم از پس بازیاش برمیاد تا تصنیف دختران جوان امروزین که شاد و خندان میخوانند که ما و دود سیگار…
در فیلم آتابای، پوک عمیق به سیگار برای بازیگر اصلی زن که در همان فیلم، تازه از بیماری سرطان با آسیبهای جسمی رها شده است بسیار ارزشمند جلوه میکند تا گفتوگوی دو شخصیت مطرح دیگر فیلم که با افتخار، دوستی عمیق خود را به خاطر این میدانند که نخستین بار با هم سیگار کشیدند…
اعتراض مکرر شخصیتهای همه فیلمها که چون ناراحت بودم، سیگار کشیدم و سیگار را یگانه التیام دهنده مشکلهای خانوادگی و اجتماعی وانمود میکنند که باید جایزه ویژه سیگار کشیدن برتر هم داده شود…
این تبلیغ تا بدانجا ادامه دارد که در فیلم خون شد، سیگار کشیدن در مکانهای عمومی را یک حق بیان میکنند و جالب توجه است که بارها برند سیگاری خارجی به راحتی تبلیغ میشود…
این دوره از جشنواره فیلم فجر، تقریبا در همه سکانسهای مهم همه فیلمهای آن، نمای کشیدن سیگار وجود دارد البته مصرف مشروب الکی و مواد مخدر هم به راحتی نشان داده میشود…
همین شخصیتها به راحتی قانونهای دینی و عرفی و اخلاقی را هم به راحتی زیر پا میگذارند و به آنها افتخار هم میکنند و تنها راه چاره حل مشکل جامعه قلمداد میشود از قتل و رابطههای عجیب گرفته تا تجویز خشونت و خیانت…
امید آنکه موضوع اخلاقمدارانهای که در برخی فیلمها همانند فیلم روز بلوا دیده شد، بیشتر در دستور کار حامیان و نهادهای سینمایی کشور قرار گیرد و جای خالی مفاخر ادبی در سینمای ایرانی با پشتیبانی از فیلمهایی برگرفته از داستانهای مولوی و فردوسی در سال آینده اولویت اصلی قرار گیرد و در سال پیش روی نظارهگر جشنواره فیلم فجر با محتوای اخلاقی باشیم تا بتوان رفتن به سینما که شعار این دوره از جشنواره بود که با هم به سینما برویم باورپذیر به نظر آید، آخر چگونه این همه خشونت و ترویج مواد دخانی و مخدر و اشاعه آسیبهای اجتماعی و ضداخلاقی را میتوان در فیلمهای سینمایی نشان داد و به صرف مثبت ۱۲ و مثبت ۱۵ آن هم برای برخی فیلمها از دیده شدن این همه صحنههای ناپسند آن هم تنها برخی سنها جلوگیری کرد؟!
چرا کسانی که احساسی هستند و بیماریهایی خاص دارند از پیش هشداری ندارند تا این همه خشونت به بیماری آنها در فیلمها نیافزاید…
نمایش فیلمهای سینمایی در بخش سودای سیمرغ در روز پایانی جشنواره فیلم فجر تا کنون عبارتاند از:
دوزیست (برزو نیکنژاد)
مغز استخوان (حمیدرضا قربانی)
درخت گردو (محمدحسین مهدویان)
آبادان یازده ۶۰ (مهرداد خوشبخت)
بیصدا حلزون (بهرنگ دزفولیزاده)
پسرکشی (محمدهادی کریمی)
عکاس: زهرا حوراسفند
خبرنگار: یاسر موحدفرد














