میراث و گردشگری

بابک از نگاهی دیگر

نوشته: عمران حیدری آریا - عکاس: شیوا حیدری

به بهانه ی 17 دی ماه سالگرد اعدام بابک خرمدین به دست خلیفه تازیان که برابر با 17 دی‌ماه سال ۲۱۶ خورشیدی انجام گرفت.

پاپک که به گویش تازی آن را بابک وخرمدین می نامند، کیست و جنبش ملی خرمدینان

نوشته: عمران حیدری آریا

به گزارش اختصاصی پایگاه خبری شاهنامه

عمران حیدری آریا:
سرگذشت نویسان آورده اند که یکی از بزرگترین جنبش هایی که برای کوتاه کردن دست تازیان
در ایران آغاز شد جنبش ملی خرمدینان در سده های دوم و سوم هجری بود که تا آخرین دم برای
کشورشان جان فشانی کردند.
خرمدینیان در آذربایجان ، گیلان و طبرستان تا دوبیست سال در برابر تازیان مبارزه کردند .
اینجاست که بزرگی  مردمی نمایان می شود در حالی که تازیان شام و مصر و شمال آفریقا را گرفتند وفرهنگ
آنها را نابود کردند و امروز کوچکترین اثری از زبان و فرهنگ آنها نیست اما ایران هنوز پابرجا است.

سرگذشت نویسان تازی  به دلیل دشمنی که با بابک وایرانیان داشته اند به بدگویی درباره ی دودمان و پدر و مادر بابک پرداختند و حتی مادر بابک را به فاحشگی متهم کرده اند که روشن است  این ساخته ی سرگذشت نویسان تازی است و بابک را از تیره مزدکیان دانسته اند که سند معتبری دراین باره در دست نیست .

آورده اند که جنبش خرمدینان از جنبش‌های مهم اجتماعی مذهبی پس از اسلام در ایران و آغازگر جنبش جاویدان پور شهرک
در سده ی دوم هجری بود که بعدها بابک پسرمرداس معروف به خرمدین رهبری آن را به دست گرفت  و در ناحیه آذربایجان، گیلان، طبرستان  و کوه های کردستان و مناطق مرکزی ایران دربرابر نیروهای تازی و خلفای عباسی جنگید.

در اینجا به جنبش وشهادت بابک می پردازیم.
سرگذشت نویسان شمار پیروان بابک را از  بیست هزار تا سیصدهزار تن نوشته اندکه از مردمان آذربایجان، گیلان و طبرستان ، کردستان و ایران مرکزی بوده اند که بیست و سه سال به مبارزه پرداختند  و شمار کشتگان به دست بابک ویارانش را از دوبیست و پنجاه و پنج هزار تا یک میلیون تن نوشته اند که از دیدگاه تازیان آن ها زن و مرد و کودک مسلمان بی گناه بوده اند، در حالی که بابک ویارانش تنها با سربازان و سردمداران تازیان می جنگیدند.

نخستین بار جنبش خرمدینیان در سال 162 نوشته اند و این جنبش تا سالها بعد از در گذشت بابک ادامه داشت.
نوشته هایی که درباره بابک نوشته شده بیشتر به دست سرگذشت  نویسان تازی بوده و غرض آلود و افسانه آمیز بوده و از این رو به دشواری می توان  چهره ی واقعی او را نمایان کرد،
سرگذشت نویسان تازی کوشیده اند که سیمای او را زشت و ناپسند جلوه بدهند واین به خوبی نشان می دهد که تلاش
کرده اند نام بابک ویارانش را آلوده کنند وهمچنین در باب خرمدینیان گفته شده است که نکاح با محارم را مباح می شمردند
و به تناسخ اعتقاد داشتند که اینها دروغ های نویسندگان تازی است.
خرمدینیان تنها به آذربایجان منحصر نمی شدند بلکه در سراسر ایران قلعه ها وپیروانی داشتند و از جای جای ایران
به آن ها پیوسته بودند و این نشان می دهدکه درمیان آن ها کسانی هم بوده اند که دین و مذهب گوناگون داشته باشند.

آورده اند که بابک در سال 200 هجری به نام آیین خرمدینیان و برای ادامه نهضت جاویدان مزدکی به پا خواست که بازهم در این باره سند محکمی دردست نیست.
در این سالها که ماموران خلیفه سرگرم مسایل امام رضا(ع) و خنثی کردن توطئه های ایرانیان که یکی از آنها خاندان آل سهل بود مشغول بودند ، فرصتی برای بابک پدید آمد تا در کوهستان های آذربایجان قدرتی بدست آورد.

ماموران خلیفه بارها برای سرکوب بابک آمدند ولی نارضایتی مردم از تازیان، تنگی راه و سرما باعث شکست تازیان می شد و
از سال 201  تا سال 223 نیروهای تازی بارها و بارها به لشکر بابک تاختند ولی هربار با شکستی روبرو شدند تا این که در سال 223 که همزمان مازیار در طبرستان هم بر علیه تازیان قیام کرده بود و بابک و مازیار و افشین و تئوفیل امپراتور روم شرقی هم پیمان شده بودند برای بر انداختن خلیفه و تئوفیل سپاهی به یاری بابک فرستاده بود خلیفه نیز افشین را که در باطن همراه
بابک بود به جنگ با بابک فرستاد و  سر انجام افشین با نیرنگ بابک را اسیر کرد خلیفه نیز تئوفیل را شکست داد.

پیکار بابک با افشین در حصار های محکم و طبیعی کوه های آذربایجان مدتها به درازاکشیدو این جنگها به مدت سه سال از 220 تا 223 ادامه داشت که افشین از نیرنگ برای بر انداختن بابک بهره گرفت.
سر انجام افشین آهنگ تسخیر قلعه بابک کرد  و قلعه بابک را به محاصره انداخت و بابک شبانه با 50 تن از یارانش وبه همراه همسرش (بانو) و دخترش به ارمنستان فرار کرد و  سنباد حاکم ارمنستان  از آمدن بابک به آنجا خبردار شد وی را به خانه ی خود دعوت کرد و پنهانی نامه یی به افشین نوشت و قرار گذاشتند وقتی با بابک به شکار رفتند در محلی بابک را تحویل افشین دهد.
بدینگونه افشین بابک را در بند کرد و آهنگ سامرا کرد معتصم برای خوار کردن بابک دستور داد او را لباس زنانه پوشانند و وارونه به روی فیل سوار کنند و به در بار بیاورند وقتی که یک دست بابک را بریدند ، دست در خون خود را بروی صورتش مالید وقتی معتصم دلیل این عمل را از او پرسید او گفت شما هر دودست و پای من را قطع خواهید کرد چون خون از روی من برود روی من زرد می شود من روی خود را سرخ کردم تا وقتی خون از بدنم بیرون می رود نگویند که رویش از ترس زرد شده.
و معتصم خلیفه به مجلس شراب بر خاست و در حجره ای شد. زمانی در آنجا بود، پس ازآن بیرون آمد و شرابی خورد و باز بر خاست و در حجره دیگر شد، و باز بیرون آمد و شرابی بخورد، و بارسوم در حجره دیگر شد، و پس ازآن بیرون آمد و در گرمابه شد و غسل بکرد، و بر مصلی شد و دو رکعت نماز بگذاشت و به مجلس باز آمد، و گفت قاضی یحیی را که دانی این چه نماز بود؟ گفت نه.گفت: نماز شکر خدا امروز مرا نعمتی ارزانی داشت که این هنگام از سه دختر ایرانی بکارت بر داشتم که هر سه دختر ان دشمنان من بودند»یکی دختر بابک، دیگری دختر افشین و سومی دختر مازیار. بدینگونه خلیفه ی تازی پس از تجاوزبه سه دختر بی گناه ایرانی بابک را شهیدکرد وتکه های تن اورا به چهارسوی شهر آویخت.

این که بابک را خرمدین یا مزدکی می دانند، جای بسی پرشس است چراکه تنها دلیل مشخصی که آورده اند رنگ پوشاک بابک
و لشکریان اوست که به رنگ سرخ بوده است که آنان را سرخ جامگان می خواندند.

در اینجا به فلسفه ی جامه ی سرخ یا سرخ جامه در فلسفه ی ایرانی می پردازیم.
در فلسفه ی ایرانی رنگ های سرخ و سیاه رنگ جنگ نامیده می شود که رنگ سیاه به معنی جنگ پنهان و رنگ سرخ به معنی چنگ آشکار می باشد که نهضت سیاه جامگان که بنیانگذار آن وندادهرمزان می باشد که بعدها بهزادان (ابومسلم) خراسانی آن را به اوج خود رساند، یک جنگ پنهان علیه حکومت بیدادگر تازی بود.
درجنگ پنهان جنگجویان جامه ی سیاه می پوشیدند و بیشتر شبانه به دشمن می تاختند و از این رو جامه ی سیاه  ورنگ آن را رنگ جنگ پنهان می دانستند.
ما در سوگواری هرسال عاشورا در سوگ سالارشهیدان حسین (ع) ویارانش که سیاه می پوشیم نیز از همین فلسفه گرفته شده است ومعنای آن را دارد که ما به انتقام خون حسین(ع) برخاسته ایم که این قیام در نخست به گونه ی پنهانی بوده وبعدها به ویژه پس از آشکار اعلام کردن مذهب شیعه در ایران این قیام آشکارا انجام شده و همچنان با همان جامه ی سیاه به راه خود ادامه داده است ورفته رفته این جامه به جامه ی عزا تبدلشد و امروزه تقریبا جهانی شده است، در حالی که جامه ی سوگواری در ایران جامه های سپیدرنگی بوئه که هکچنان درمیان زرتشتیان جهان  پابرجاست.
وهمچنین جامه ی سرخ به معنای جنگ آشکاراست وهمانگونه که آمده است بابک علیه تازیان  جنگ را آشکار اعلام کرد وتاپایان مبارزه ی خود آشکارابا تازیان به جنگ پرداخت.
حال اینجاپرسشی به میان می اید که آیا سرخ پوش بودن بابک ویارانش به معنای جنگ آشکارنبوده است؟ که بعدها اورا خرمدین
نامیدند وآن هم تنهابه این دلیل که جامه ی سرخ برتن می کردند.
در نوشته های پژوهشگران آمده است که درمیان نیروهای بابک از قشرهای گوناگون ایرانی حضورداشتند و حتی مسلمان نیز یادشده است و همچنین نام برادربابک عبدالله و نام مادرش فاطمه است و درجایی هم آمده است که بابک پسر فاطه دختر بهزادان(ابومسلم ) خراسانی است.

 

نمایش بیشتر

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت − 7 =

دکمه بازگشت به بالا
سوالی برایتان پیش آماده؟ از ما بپرسید...
×
گفتگو را شروع کنید
سلام! برای چت در واتساپ بر روی هر کدام از اکانت های پشتیبانان ما که میخواهید کلیک کنید.
Whatsapp chat Whatsapp chat
شروع مکالمه
بستن