سینما و تئاتر

نگین درخشان تئاتر و سینمای قروه

به نقل از: سایت پیک پریشان

 

گفت وگو با علیرضا حنیفی؛

نگین درخشان تئاتر و سینمای قروه

به گزارش پایگاه خبری شاهنامه

وبه نقل از: سایت پیک پریشان

پیک پریشان/ علیرضا حنیفی، مشهورترین نویسنده، مدرس، هنرپیشه و کارگردان تئاتر و سینمای شهرستان قروه در عرصه کشور است. وی سال های زیادی از زندگی خود را وقف هنر تئاتر و نمایشنامه نویسی کرده و آثار انبوهی در حوزه تئاتر و دفاع مقدس از خود بجای گذاشته است. با این استاد فرزانه و افتخارآفرین، در محل یکی از پلاتوهای تهران، بالاتر از میدان ولیعصر(عج) جایی که چکامه های مقاومت بر دیوارها، نگاه هر عابری را به خود جلب می نمود، به گفت و گویی صمیمانه نشستیم.

حنیفی بیش از چهل سال کارنامه ای پرافتخار در تئاتر و سینمای کشور دارد که نیازی به برشمردن آن نیست. مردی فرهنگی، ساده و بی آلایش و به تمام معنا از جنس مردم است. خوش مشرب و شوخ طبع که عشق به تئاتر و سینما در نگاه و سخن او موج می زد. وقتی هدف از دیدار و گفت و گو را برای او بیان کردم، یاد ایامی کرد و سخن شیرین هنر را از کردستان آغاز نمود.

گفت: «سال 1337 در شهر سنندج به دنیا آمدم. پدرم عباسعلی، مأمور نظمیه بود. خانواده ما پر جمعیت و هفت خواهر و برادر بودیم. دوران ابتدایی را در مدرسه «ناصر آزادپور» نزدیک محله فیض آباد گذراندم و دوران متوسطه را در دبیرستان بوعلی.
از همان کودکی عاشق خواندن کتاب بودم. پدرم هر از چند گاهی یک قِران پول توجیبی به من می داد. آن را تا 5 قران جمع می کردم و مجله کیهان بچه ها را می خریدم. داستان های این مجله را با شور و شوق می خواندم. مجله کیهان تنها مجله مخصوص کودکان در آن دوره و زیر نظر روزنامه کیهان منتشر می شد.
آرزو داشتم که در منزل کتابخانه داشته باشم. مجموعه کتابهای «مایک هامر» (بازرس و شخصیت داستانی بازمانده از جنگ جهانی دوم) را بیشتر می خواندم. عضو افتخاری کتابخانه عمومی سنندج هم بودم. در آن روزها، بزرگترین آرزویم رفتن به مخزن کتابخانه عمومی بود که روزی با اجازه از کتابدار بالاخره توانستم به مخزن بروم. یادم می آید که وقتی وارد مخزن شدم، چنان احساسی پیدا کردم که گویا به بهشت گمشده دانته رسیده ام.»

عاشق دختر همسایه
استاد حنیفی در ادامه، بار گران زندگی را بر دوش عشق نهاد و از چکامه زندگی در این باره سخن گفت:
«ششم ابتدایی بودم و ۱۲ ساله که عاشق دختر همسایه شدم. فضا آنقدر سنگین بود که نمی توانستم با او حرف بزنم. یک شب تا صبح، در شش برگه امتحانی خط دار، آنقدر برایش نامه نوشتم که خوابم برد. اما هیچگاه این نامه را به دستش ندادم. این نخستین نوشتار بلند من بود. پس از چند سال دختر همسایه از محله ما رفتند. اگر چه عشق احساسی من نافرجام ماند، اما سرآغاز نوشتن و قلم به دست گرفتن من بود. و چنین عشق مرا به سمت نویسندگی هدایت کرد و باعث پیشرفت من شد.»

ورد به حوزه تئاتر
هنرمند پیشکسوت قروه پس از نوشیدن چای و ذکر طعم شیرین عشق در زندگی، از چگونگی ورود به حوزه تئاتر و سینما پرده برداشت و تشریح کرد:

«آن زمان در سنندج سینما “رئوف” و سینما “مبین” فعال بودند. پدرم یک شب در میان، مامور حفظ نظم در سینما بود. به همین دلیل من راحت تر از دوستانم به سینما می رفتم. از این طریق دیدن فیلم های بزرگ در کودکی، جرقه های هنری را در من روشن کرد. بعدها که وارد دبیرستان بوعلی شدم. با گروه نمایش دبیرستان آشنا شدم. در همین دبیرستان اولین تجربه بازیگری خود را سال 1349 در نمایشنامه «جنگل» و در نقش پیرمرد اجرا کردم.»

استاد حنیفی در سال 1353 به دانشسرای هنر وارد شد. در آنجا زمینه آشنایی او با رشته های دیگر از جمله نقاشی، موسیقی، چاپ سیلک، خوشنویسی، رقص باله و عکاسی فراهم آمد. اما دانشسرا آموزش تئاتر نداشت. به همین دلیل حنیفی و دوستانش، اولین گروه تئاتر دانشسرا را تشکیل دادند. اجرای نمایش «سگی در خرمن جا» که محتوای آن فرهنگ ارباب و رعیت را به تصویر می کشید، از جمله نمایش های تحسین آمیز بازیگری حنیفی بود.

بازی در نمایشنامه های «آنجا که ماهی ها سنگ می شوند – بام ها و زیر بام ها – استثنا و قاعده – چهار صندوق– و چند نمایش نامه دیگر در خانه فرهنگ (اداره فرهنگ و هنر سابق) از جمله کار های عمده این هنرپیشه پیشکسوت در دوره دانشسرایی بود.


بازگشت به قروه
در ادامه گفت و گو، خاطره و نگاه استاد حنیفی به سمت قروه آمد و گفت: «سال 57 به قروه آمدم. چند سالی در مدرسه ابتدایی مهرگان (در جنب آموزش و پرورش فعلی)  با مدیریت خانم میترا فریدونیان تدریس کردم. سپس به دوره راهنمایی و از آنجا برای تدریس هنر به هنرستان قروه وارد شدم. در این دوره برای نخستین بار آموزش رشته نقاشی و عکاسی آنالوگ را در هنرستان های شهرستان قروه بنیان نهادم. هم زمان با این کار به عنوان نویسنده و کارگردان به فعالیت های نمایشی خود سر و سامان دادم.»

دوره تحول
سال های 68 تا 74 مهمترین دوره هنری علیرضا حنیفی بوده است. این سالها در واقع دوره دانشجویی و تحول زندگی هنری او محسوب می شود.

وی در این دوران، از محضر اساتیدی چون استاد سعید کشن فلاح – دکتر ناظر زاده کرمانی – استاد خسرو حکیم رابط و خانم دکتر زاهدی بهره مند شد که حاصل آن نوشتن و بازیگری در نمایشنامه های مهم: عروس چاه- زیباترین گل های قالی- سایه سار دل و مرگ یزدگرد بود. به خصوص با بازی در نمایش خوان هشتم به کارگردانی علی مقدم، رتبه نخست بازیگری مرد را در جشنواره تئاتر دانشجویی کشور کسب کرد.

پایان نامه دوران تحصیلی حنیفی، به ادبیات نمایشی کردستان با عنوان « صور نمایش در ادبیات شفاهی کرد» اختصاص دارد.

ناملایمات زندگی هنری
علیرضا حنیفی را باید سرآمد و نگین درخشان تئاتر و سینمای قروه دانست. مدرس، هنرپیشه، نویسنده و کارگردانی که سه فاکتور مشخص هنری را داراست. هنر عاشورایی، هنر دوران دفاع مقدس و بازیگری. او در گفت و گو با ما، از ناملایمات زندگی هنری خود نیز باب سخن گشود و از تیرگی های مسئولین گله مند بود.

«در ایامی که در قروه بودم با اداره ارشاد هماهنگ کردیم که در روزهای تاسوعا و عاشورا، دختران و پسران علاقه مند به عکاسی، به شهرها و روستاها بروند و از هنر عاشورایی منطقه عکس بگیرند. گفتند دختران چگونه می توانند در میان دسته های عاشورایی حضور پیدا کنند و عکس بگیرند. با این حال بیش از هزار قطعه عکس از آن دوران جمع کردیم که حاصل آن برگزاری نخستین نمایشگاه عکس عاشورایی در سال 74 بود. ضمن اینکه نگاه ما به هنر عاشورایی در حوزه تئاتر و سینما از همین رویداد سرچشمه گرفت. زیرا بر این باورم که امام حسین(ع) به تنهایی دنیایی از نشانه ها و نکته های آموزنده برای بهره برداری در حوزه تئاتر است.»

حنیفی در ادامه گفت: «برخی مواقع برای تمرین نمایش به سالن اداره ارشاد می رفتیم. روزی از روزها در اداره را به روی ما قفل کردند و به سرایدار گفته بودند که حنیفی را راهش ندهید، چون هنرمند نیست. دو هفته پس از آن واقعه، در یک مراسم بزرگداشت فرهیختگان و هنرمندان قروه، خطاب به رییس سابق اداره ارشاد گفتم، خیلی خوشحال هستم که با وجود هنرمندان زیاد در این شهر، دیگر نیازی به حنیفی نیست. تا چند روز دیگر زحمت خود را از این شهر کم خواهم کرد. در واقع به دلیل رفتار نامناسب و عدم توجه چنین مسئولان، همان وقت فی البداهه تصمیم گرفتم که قروه را به سمت تهران ترک نمایم.»

نویسنده و کارگردان پیشکسوت قروه در ادامه به محدودیت های حوزه تئاتر در قروه اشاره کرد و گفت: «بعضی مواقع به دلیل اجرای نمایش تئاتری، محدودیت ایجاد می کردند. اما ما با عشق به هنر و وطن، کار را ادامه می دادیم.»

درخشندگی در هنر دفاع مقدس
پژوهش و نگاه هنری به دفاع مقدس، از بارزترین شاخصه های زندگی هنری استاد علیرضا حنیفی از سال 74 به بعد است. وی از نویسندگان و پژوهندگان هنری مشهور دفاع مقدس در کشور محسوب می شود. در این باره گفت:

 

«قبل از دفاع مقدس، اولین جرقه های هنری من به جنگ، در نمایش «هرمز و کمان» متولد شد و با نمایش «گلادیاتورها» جان گرفت. با شروع جنگ تحمیلی در سال 59 و همزمان با تدریس در مدارس قروه به حوزه دفاع مقدس روی آوردم و نوشتن را شروع کردم. علاوه بر آن به صورت افتخاری در جبهه های عملیات جنگی مریوان، میمک ایلام و کرمانشاه نیز حضور داشتم. آن روزها با دوربین خود تصاویری از عملیات ها می گرفتم که متاسفانه در بمباران شهر قروه تمامی آرشیو تصاویر و دوربین از بین رفت. علیرغم اینکه در حوزه دفاع مقدس کار هنری و نویسندگی کرده ام و چندین ماه در جبهه حضور داشتم. تنها چیزی که در پرونده من وجود دارد، این است که «حنیفی ۱۵ روز دوره آموزشی تیراندازی را دیده است.»


هنرمند پرافتخار سینمای قروه، بارها و بارها در مراسمات کشوری حوزه دفاع مقدس تجلیل و تقدیر شده است. بیش از 1100 نمایشنامه رادیویی در رادیو تهران(صدای جوان) رادیو همدان- رادیو ساری- رادیو قم و رادیو چهارمحال بختیاری توسط استاد حنیفی نوشته و اجرا شده است و از این برنامه ها لوح زرین دریافت کرده است. کتاب های: شب های بارانی- قطار جنوب- همسایه غربت- ابوغریب تا غربت -نمایشنامه اتوبان- آخرین سمفونی عشق- پیراهن هزار یوسف – چرخ هشتم- نمایشنامه تفنگ دردت به جونوم و نمایشنامه معروف «ممد نبودی» نگاهی به زندگی محمد جهان آرا، از جمله آثار مشهور این هنرمند شهیر قروه درباره دفاع مقدس می باشد. همچنین: کسب مقام اول بازیگری مرد در نمایش نامه خاکستری چون دود در جشنواره دفاع مقدس یزد – کسب مقام دوم نویسندگی و سوم بازیگری مرد نمایش چرخ هشتم دفاع مقدس تهران –کسب مقام اول نویسندگی نمایش پیراهن هزار یوسف در جشنواره دفاع مقدس اردبیل و کسب چندین عناوین مهم دیگر، یادگاری زرین از تأثیر و نقش هنری استاد حنیفی در حوزه دفاع مقدس می باشد.

کردستان و سرباز شال بلند
فعالیت و نگاه هنری استاد حنیفی برگرفته از فرهنگ بومی کردستان است و در این باره چند نمایشنامه و کتاب نیز نگاشته و به اجرا گذاشته است. علاوه بر اینکه پایان نامه تحصیلی وی با نام «صور نمایش در ادبیات شفاهی کرد» به مضامین هنری و فرهنگ سنتی کردستان پرداخته است؛ نمایشنامه عروس برفی- کوسه باران – آب، ماهی، درخت- آفتاب لب بومه و چمچه گلن نیز برگرفته از فولکلور کردستان می باشد.

تئاتر «سرباز شال بلند» که باید آن را مشهورترین اثر در حوزه دفاع مقدس کشور محسوب نمود، از فرهنگ غنی مقاومت کردستان بهره گرفته است. قرار است این نمایشنامه به زبان انگلیسی نیز ترجمه شود و در کشورهای اروپایی به نمایش درآید. همچنین اولین فیلمی که صدا و سیمای کردستان پس از انقلاب تولید و پخش کرد، بر اساس نمایشنامه هرمز و کمان به نویسندگی علیرضا حنیفی بود که مرحوم بهمن مرتضوی نقشی مشهوری در آن داشت.

از علیرضا حنیفی، بارها در جشنواره های متعدد کشوری و استانی در عناوین مختلف نمایش نامه ها و سریال های سیمای ملی تجلیل شده است. تاکنون بیش از 8۰ نمایشنامه صحنه ای را اجرا کرده و کارگردان بیش از ۶۰ نمایشنامه بوده است. کافی است که در عرصه هنر به جستجوی نام این هنرمند شهیر و نقش او از منطقه قروه در حوزه تئاتر و سینمای کشور به تحقیق بپردازیم.


صحبت های این هنرمند فاخر تئاتر و سینما با ما، همه از عشق بود؛ عشق به وطن، عشق به سینما، عشق به دختر همسایه، عشق به هنر دفاع مقدس و عشق به هنر عاشورایی.
در میانه گفت و گو دریافتم که برخلاف بی توجهی مسئولین مربوطه، عشق و تعلق خاطر استاد حنیفی به آب و خاک قروه، نه تنها از دوران ابتدایی تا کنون کم نشده، بلکه با تربیت شاگردان و هنرجویان بومی و فعالیت هنری بیش از چهل سال فراتر هم رفته است. هنرمندان و ظرفیت های هنری و ادبی منطقه قروه را یک به یک با نام، صادقانه احترام می گذاشت و آرزوی موفقیت می کرد.
آخرین فیلمی که استاد حنیفی بازیگری کرده، مربوط به فیلم نامه «شهید باکری» است که در نقش پیرمرد با شهردار درگیر می شود. درست مانند تجربه نخست بازیگری او که در نمایشنامه جنگل، نقش پیرمرد را بر عهده داشت.

گنجینه فرهنگی قروه
سخن پایانی علیرضا حنیفی درباره گنجینه فرهنگی قروه و هدر رفت فرصت ها و ظرفیت های هنری بود. گفت: «قروه گنجینه فرهنگی و هنری است. این منطقه واقعاً هنرمندان و استعدادهای هنری زیادی دارد. گنجینه بزرگی که کافی است اندکی به این هنرمندان توجه و از آنها حمایت شود.» گفت: «اتحاد و همدلی مردم و هنرمندان شیعه و سنی شهرستان قروه، تحسین برانگیز است. هنر میان هنرمندان و فرهیختگان قروه رقابت نیست، بلکه رسیدن به کمال معرفت است.»

گفت و گو/ بلال شانواز

نمایش بیشتر

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار − سه =

دکمه بازگشت به بالا
سوالی برایتان پیش آماده؟ از ما بپرسید...
×
گفتگو را شروع کنید
سلام! برای چت در واتساپ بر روی هر کدام از اکانت های پشتیبانان ما که میخواهید کلیک کنید.
Whatsapp chat Whatsapp chat
شروع مکالمه
بستن